امروز رفتم دنبال کارهای عقب مونده ام اول از همه که کلاس زبان رو ثبت نام کردم بالاخره و یه جلسه هم رفتیم سر کلاس معلممون هم نامردی کرد همون اولاش منو با یه پسر اوورد واسه مکالمه حالا اولاش یعنی اونی که اول سوال میکرد یکم سخت بود پسره میگه شما اول میگید یا من بگم؟ میگم شما بگید

بعد یه جایی مثلا من باید به اشتباه میگفتم اگه مثلا اسمش علی بود میگفتم آیا اسم شما مثلا رضاست؟ بعد اون مثلا میگه که نه من علی ام رضا اونجاست!

حالا من روبه پسره میگم؟ آیا شما پریسا هستین؟ اون با تعجب میگه نه پریسا اونجاست من علی هستم!

خلاصه که اینم از این . داشتم میگفتم که امروز صبح رفتم آموزشگاه ماهان واسه همین کارشناسی ارشد و آزمونهای فراگیر و اینا سوال کنم. خیلی خوب بود ثبت نام آزمون های چند مرحله ایش ۹۰تومن جزوه های رشته ام هم ۱۲تومن. خلاصه که پشتیبان و مشاور درسی و اینام داشت مثل همون قلم چی.

بعد رفتم سازمان بهزیستی واسه کار. چون رشته ام به تاسیس مهدو مدیریت اونجا میخوره رفتم بپرسم حالا خانومه نشسته داره واسم توضیح میده میگه اگه واقعا علاقه داری به بچه ها اگه واقعا میتونی باید بیای دنبال این کار نه فقط بخاطر وقت پرکنی و اینکه بری سرکارو اینا منم هی سرمو تکون میدادم میگفتم آره کار با بچه ها رو خیلی دوست دارمو خیلی بهشون علاقه دارمو اینا از اونورم هی تو دلم میگفتم نه جانم من فقط واسه پول دارم میرم سرکار! حوصله بچه هم ندارم یکیشون نق و نوق کرد میزنم توسرش! توهمین گیرودار میگه چی شد میخوای بری فکراتو بکنی بعد اگه خواستی درخواست بنویسی؟ میگم نه جان من همین الان مینویسم حوصله ندارم دیگه اینقد برم و بیام! یه درخواست همونجا نوشتمو اونم هی داشت میگفت یه دوره کارورزی باید بگذرونی ۱۱ ماهه با حقوق خوب و بیمه بعد شما مدیریت داخلی مهد رو دارین این بچه هارو واسه ورود به مدرسه آماده میکنین و... خلاصه سرمو برد. بعد یکم فکر کردم من و مدیر؟! آخه هیچ حالت رئیس مابانه نداریم که!

خلاصه پرسیدم اگه بخوام مربی بشم چی؟ اونجور درآمدش چقدره ؟ اونم میگه حقوقش خوبه در ماه ۶۰٬ ۷۰ تومن شاید بدن!

من اینجوری ۶۰٬ ۷۰ تومن؟ من همین الان که سرکار نمیرم پول تو جیبیم ۱۰۰تومنه اونوقت بیام صبح تا شب جون بکنم واسه ۶۰٬ ۷۰ تومن؟

خانومه اینجوری شداول بعد اینجوری شد  منم دیدم لو رفتم اینجوری شدم

خلاصه درخواست رو نوشتیمو گفتن بهتون زنگ میزنیم که کی بیاین واسه کاراموزی بعد واسه کار اصلی گفت که احتمالا آخرای سال و برای سال جدید یعنی بعد از اون مشخص میکنیم کجاها به شما نیاز دارن باهاتون تماس میگیریم.

حالا من اومدم خونه سعی میکنم رئیس مآبانه رفتار کنم! 

اینجا هم به شما میگم حق ندارین بدون نظر از اینجا برید!